کسی که شد کریم آل طاها
حاج حسن خلجپسندیدن2
بازدید1.5K
کسی که شد کریم آل طاها بخشش همواره میگردد برای روز سختی و مبادا بخشش او چاره میگردد برای بوسهی سر نیزهها از جزء جزء صورت خود گونه میبخشد کسی که شد کریم اهل بیت از قاسمش دل میکند اینگونه میبخشد خودش در جشن دامادی فرزندش نمیآید حتی برای کیف کردن لحظهی دامادی از دیدار دلبندش نمیآید کسی که شد کریم اینگونه میبخشد که در بخشیدنش قید زمان معنا نخواهد داشت زمان در بخششش محدودهی امروز یا فردا نخواهد داشت کریمی میکند در بستر تاریخ این آقا که میگرید در آینده برای نعل اسب و در گذشته از جفای میخ این آقا برای کربلا وقتی به خود میپیچد از سوز جگر برنامه دارد او حسین را میشناسد پس برای قاسمش جای وصیت نامه دارد او نوشته در میانِ نامه من در کربلا گرچه نخواهم بود قاسم هست سفارش کردهام آقا علی اکبر بگوید از فنون جنگ با این طفل هر چیزی که لازم هست فدای غربتت ای کاش من بودم برادر جان که در پای تو قربانی کنم یک بار دیگر جان ای کاش چون روز جمل بودم به وقت گودی گودال بالای سر تو لااقل بودم قبولش کن سفارش کردهام نجمه به جای لای لایی اش بگوید داستان کوچه را هر شب برای او قبولش کن سفارش کردهام گاهی بگوید از هجوم دردهای مادرم زینب برای او و با این نامه بالا رفت قطعا قیمت قاسم حسن دارد تجلی میکند در قامت قاسم حسن دارد به میدان میرود در هیئت قاسم به ازرق حق بده حالا بلرزد بین رزم از هیبت قاسم چه پاییزی چه بیدادی عجب جشنی چه شادباشی چه دامادی برایت تیغ هارا از میام آری برایت هدیه باز کردم برایت پایکوبان اسبهاشان نعل های تازه پا کردند تو را سر نیزه ها دعوت نکرده پاگشات کردند کشیده شد تنت در بین این صحرا شدی از جمع اعضای تنت منها تو نه گویا حسن در کوچه ها افتاده است از پا «از ردِ خونِ مانده به شمر آشکار شد صد بار بین قتلگهت جا به جا شدی» «بوی تو آید ولی خود نیستی ای گل پر پر به دست کیستی من نگویم گفت و گو کن با عمو یک عمو زان گوشهی لب ها بگو گشته از زخم فزون بانگ تو کم یا عسل چسبانده لب هایت به هم دید گلچینی به بالین بالین گلش در کفش بگرفته خونین کاکلش میشود از سوره بسم الله جدا میشود سر از تن آن مه جدا» «میخونم سلام بر محرم هستم در حرم در محرم» «تو آن نِهای که جواب عموی خویش نگویی لبان تشنه ی تو نیروی جواب ندارد مکش پا به زمین و مرا مسوز ز خجلت مکن اشاره عمو دسترس به اب ندارد»