کسی رو دست خالی رد نکرده
ابوذر روحیپسندیدن0
بازدید62
کسی رو دستِ خالی رد نکرده عزیزِ فاطمه دوای درده شنیدم خودِ خورشید اعتراف کرد زمین دورِ امام حسن میگرده حسن یعنی امامت، حسن یعنی ولایت حسن یعنی قیامت، در قیامت در قیامت ای سفرهدارِ، همهی سفرهدارا خیلی نشستند سرِ سفرهات ندارا افطار میدی به همه روزهدارا با تو مسلمون میشه حتیٰ نصارا (جانم حسن جان، ای جانم حسن جان...) ****** غذا دادی به سگهای گرسنه همیشه کارِ تو خیرات بوده زمانی که کلاس و مُد نبودش حسن حامی حیوانات بودش حسن یعنی سخاوت، حسن یعنی عنایت حسن یعنی دیانت، در دیانت در دیانت واقف به جود و به فضائل حسن بود مردِ سخندان به محافل حسن بود تو کربلا بود همه فهمیدن اینو استادِ رَزمِ ابوفاضل حسن بود (جانم حسن جان، ای جانم حسن جان...) ****** امامِ ما مُعِزُّ المُؤمنینه حسن ابنِ علی ستونِ دینه یجوری شترِ فِتنه رو پِی کرد همه دیدن که راکب رو زمینه حسن یعنی شجاعت، حسن یعنی درایت حسن یعنی زِ دشمنها بِراعَت امضای صُلحِت، ابتدای قیامه صلحِ تو مثلِ ذوالفقارِ ولیه دیدن تو میدون حنفیها و اصحاب پرچم به دستِ حسن ابنِ علیه (جانم حسن جان، ای جانم حسن جان...)