کس ندیده در عجم اندر عرب
حاج جواد حیدریپسندیدن4
بازدید2.1K
کس ندیده در عجم اندر عرب هیچ سقایی بمیرد در تشنه لب بود امیدم تا مرا یاری کنی سالها بهرم علمداری کنی ای دریغا امیدم شد ناامید بی برادر گشتم و پشتم خمید خیز و با نغمهی مادر مادر روی کن بر حرم پیغمبر وز دل خاک تن آن دو نفر به در آر و بگو از سوز جگر که شما از چه به هم پیوستید پهلوی مادر من بشکستید