کجا رفتی یه دفه بی خبر
حسین طاهریپسندیدن28
بازدید7.2K
کجا رفتی یه دفه بی خبر نمیگی که من دق می کنم چی به سرم اومده ببین که جلوی تو هق هق می کنم یاد روزه واقعهمیافتم زمین که می خوردم با ناله می گفتم من و بزن ولی رباب و ول کن بذا خودم میام طناب و ول کن *** دیگه چیزی نگم با این که خیلی برات خاطره دارم خیلی با سنگ زدن به سر تو دیگه سر تو درد نیارم پای نیزت حرمله می خندید صدای فریادم دوباره می پیچید سرم و بشکن و معجر و ول کن پیش رباب سر اصغر و ول کن *** من بمیرم که از حنجرت هی خونای تازه میره تقصیر نیزه دارت بااب سر تو رو بد میگیره هر شب بابا رو دامن زهرا میبینم کابوس غروب عاشورا گوشم و کندی گوشواره رو ول کن همه رو بردی گهواره رو ول کن ***