کبوتر خستهی دل به آسمون چشم می دوزه
سید مجید بنی فاطمهپسندیدن3
بازدید600+
کبوتر خستهی دل به آسمون چشم میدوزه(۲) از آتیش حسرت و غم پای غصهی تو میسوزه(۲) وقتی چشمای بارونی، روضهی کربلا میگیره قلبم آرزوشِ یه روزی، تو حریم تو بمیره تا جون داره تنم آقا سینه برای تو میزنم دستام اسم قشنگ تومینویسه روی بدنم حسین...واااای.... میدونم آخر که دلم، شهید عشق تو میشه دخیل میبنده تو حرم کنارت میمونه همیشه(۲) موج دریای تو! من و تا ساحل خدا میبره(۲) هر کس با تو باشه روی قُلّهی عاشقی میپره رنگ سبز بهار تو! زینت گلدون دلمِ! عشقات تا که نَفس، توی سینهامِ مهمونِ دلمِ حسین...واااای.... پرندهی آرزوها، به اوج غمها رسیده به اشتیاق حرمات، کار من! به جنون کشیده(۲) ذکر کرب و بلات میزنه جوونه به روی لبهام عکس شش گوشهی ضریحات میشینه میونِ چشام زیر سنگهای عشق تو میشکنه شیشهی دل من درد دوری تو زده تیشه به ریشهی دل من حسین...واااای....