کارزارِ بین کوچه کار ما را زار کرد
حاج محمدرضا طاهریپسندیدن0
بازدید100+
کارزارِ بین کوچه کار ما را زار کرد حال گل را زار کرد و کوچه را گلزار کرد دیدهی شیرِ خدا را دور دید و شیر شد آن که روزِ مادرم را همچو شامِ تار کرد داشت مادر حرف میزد بیحیا مهلت نداد ناشنیده وحی را با سیلیاش انکار کرد مادرِ نازکتر از برگ گلِ ما را زدند سنگ میداند چه با آیینهی رخسار کرد نیمی از گلبرگِ او پژمرد از سیلیِ خصم نیمِ دیگر را چو لاله ضربهی دیوار کرد او رشیده بود آه افتاد و آن افتادنش زخمهایی را به زخم کهنهاش تکرار کرد شکر من بودم عصای مادرم در کوچهها بعد از آن ظلمی که در کوچه بر او اغیار کرد