کارت شده به جای تماشا گریستن
سید امیر حسینیپسندیدن3
بازدید400+
کارت شده به جای تماشا، گریستن کارم شده به جای مداوا، گریستن تقسیم کردهایم در این خانه کار را از تو نفس نفس زدن، از ما گریستن میخواستم به زور تبسّم کنم، نشد فرقی نداشت خندهی ما تا گریستن گفتند حقّ ماست صدای تو نشنویم ممنوع کرده شهر به زهرا گریستن حال حسن شدهست در این خانه تا به صبح یا بین خواب ناله زدن یا گریستن طوری گره زدند به کارم که چاره نیست جز گوشهای نشستن و تنها گریستن طوری گره زدند تو را پشت در به میخ شد کار پهلویت فقط اینجا گریستن در هقهقت مواظب اوضاع خویش باش خون میچکد ز سینهی تو با گریستن مرهم گذاشتیم و افاقه نمیکند کارم شده به جای مداوا، گریستن مانند تو سهسالهی این خانه میشود نان شبش ز دوری بابا، گریستن با ناله گفت: نیزهنشین! نیزه شاهد است من را ببین کشانده کجاها گریستن دعوا سر تو بود و مرا این وسط زدند پای مرا کشید به دعوا گریستن از روی ناقه بد به زمین خورده دخترت جانی نداشتم، چه رسد تا گریستن شب بود و زجر آمد و من را کشید و برد لو داد جای دخترکت را گریستن تا گریهام گرفت مرا بیشتر زدند تاثیر عکس داشت خدایا! گریستن تا قافله رسیدم، از وضع صورتم شد باز کار قافلهی ما گریستن من خواب تو، رباب ولی خواب اصغرت دیدیم و حال ما شده حالا گریستن ***** من صف اوّل هر غزوه به میدان رفتم ولی اندازهی تو زخم ندارم زهرا ... از قافله جا موندم و صدا زدم بابا از خار تیز این کویر زخمی شده پاهام شبیه مادرت شدم نمیبینه چشام اون بیادب رسید، تنهاییمو که دید حرفای بد میزد منو رُو خاکا میکشید گفتم عمو بیا، حال منو ببین از خون دست و پای من خونی شده زمین خداروشکر که خاکه زمین اینجا سنگ نیست کویر شبیه کوچه با دیوارای تنگ نیست ... زمین کوچه اگر ماسه بود، بهتر بود که شیشهی تن زهرا به روی سنگ آمد