چی شد تنت قاسم
مسعود پیرایشپسندیدن19
بازدید2.3K
چی شد تنت قاسم، کو اُستخونات کو؟ پهلو به مادر میزنی با زخم های پهلو شکسته نه باید بگم که خرد شده بازو حالا تو با مادر همدردی مثل بابات توی نوجوونی هم مردی مثل بابات سینه ت رو از روضه پر کردی مثل بابات چقدر شدی شبیه بابات خون میریزه از کنج لبهات عمو فدای قد و بالات آه و واویلا، آه و واویلا میگیرمت قاسم کم کم تو آغوشم زخمات نمیزاره بیای محکم تو آغوشم گرفتمت عمو مثل جونم تو آغوشم باید که تو رو خیلی آروم بلند کنم أحلی من عسل رو مثل موم بلند کنم با این که نا نداره زانوم بلند کنم ببخش که بوریا ندارم حتی دیگه عبا ندارم برای رفتن پا ندارم آه و واویلا، آه و واویلا