چگونه سرکنم بدون عشق صبح و شام را
میثم مطیعیپسندیدن2
بازدید500+
چگونه سر كنم بدون عشق صبح و شام را چه علتی بیاورم ندیدنِ مدام را شلوغ شد دلِ من از برو بیایِ هر كسی ولی دوباره یادِ تو شكست ازدحام را منم كه از تو دورم و صدای تو نمیرسد وگرنه كه تو میدهی جوابِ هر سلام را نشانههای آخرالزمان رسیده پشتِ هم و كرده است جا به جا حلال با حرام را جهادِ اکبر است انتظارِ تو در این زمان نه ساده نیست هر كسی ندارد این مقام را به این یقین رسیدهام كه دیدنت ملاك نیست جهان مگر ندیده بود یازده امام را؟ تو روزی عدل و داد را اقامه می كنی و من ز نامِ قائمت فقط بَلَد شدم قیام را بعید نیست عاقبت فقط به خاطرِ حسین تو زودتر بیایی و بگیری انتقام را ز داغ عمهات و يا ز حال زينُ العابدين خودت بگو ز روضهها بخوانمش كدام را ز دِیرِ راهب و تنور كوفه روضهخوان شوم و يا كه بازگو كنيم شام شام شام را تمام اختيار هر دو تا جهان به دست اوست اگرچه بسته ريسمان دو دستِ اين امام را شكست قلبِ عمه زينبت شبيه قامتش در آن دَم كه خيزران شكست احترام را