چون تو ای لاله در
سید مجید بنی فاطمهپسندیدن2
بازدید300+
چون تو ای لاله در این دشت گلی پر پر نیست و از این پیرِ جوانمرده کمانیتر نیست در کنار تواَم و باز به خود میگویم نه حسین، این تنِ پوشیده به خون، اکبر نیست دست و پايی بزن آهی بکش ای رفته ز هوش غير خونآبِ جگر ناله در اين حنجر نيست هر کجا دست کشيدم ز تنت گشت جدا بند بندت همه پاشيده به يک پيکر نيست ديدنی گشته اگر دست و سر و سينهی تو ديدنیتر ز من و خنده آن لشکر نيست استخوانهای تو و پشتِ پدر هر دو شکست باز هم شکر کنار من و تو مادر نيست