چون به میدان زحرم اكبر رفت
حاج سعید حدادیانپسندیدن1
بازدید5.6K
چون به میدان زحرم اكبر رفت دل ز جان شست و سوی دلبر رفت روح از جسم حرم یكسر رفت همه گفتند كه پیغمبر رفت یك طرف مرگ به استقبالش یك طرف جان پدر دنبالش گفت ای سرو قد دلجویت ای رخت ماه و هلال ابرویت لیله ی قدر پدر گیسویت صبر كن سیر ببینم رویت هم كنم خوب تماشای تو را هم ببینم قد و بالای تو را ولدی علی تو كه پاره ی جگر منی تو ستاره ی سحر منی تو كه نازنین پسر منی ولدی علی ای كمر جانب اعدا بسته عهد با خالق یكتا بسته در خم زلف تو دلها بسته اشك من راه تماشا بسته من نگویم مرو ای ماه برو لیك قدری بر من راه برو