چو مرغی کم سن و سالم، نثار تو هر دو بالم
میثم مطیعیپسندیدن51
بازدید6.6K
(چو مرغی کم سن و سالم، نثار تو هر دو بالم) ۲ به استقبال آمده بابا کن عمو جان دیگر حلالم عسل بر کامم فشاندی، مرا بر سینه نشاندی (به یک لبخند تو نسپارم دلخوشیهای هر دو عالم) ۲ (گرچه نوجوانم، مرد این میدانم، من با تو میمانم عمو) (رسید از مقتل صدایت، پرید این دل در هوایت) ۲ (بگو دستم را نگیرد عمه که ریزم جان را به پایت) ۲ (مرو فرزند برادر، مزن پرپر ای کبوتر) ۲ (بمیرد عمه، بمیرد عمه، بمیرد عمه برایت) ۲ (گرچه نوجوانم، مرد این میدانم، من با تو میمانم عمو) (هنوز از سمت شریعه، رسد این آوا که شیعه) ۲ اگر دستش هم قلم گردد برندارد دست از امامش (همه مستان مدامیم، علمگیران امامیم) ۲ (اگر بارَد فتنه از هر سو بر نمیگردیم از مرامش) ۲ (شاه و ارباب من درّ نایاب من، مهر و مهتاب من حسین) (بلاجوی کربلائیم، علمداران ولائیم) ۲ (که ما بیمار شهادت هستیم و محتاجان شفائیم) ۲ (پرشانیم و پشیمان، که جا ماندیم از شهیدان) ۲ (ببین تا آنان کجا رفتند و پس از آنان ما کجائیم) ۲ (شاه و ارباب من درّ نایاب من، مهر و مهتاب من حسین)