این کار را برای رضای خدا نکرد
سید امیر حسینیپسندیدن6
بازدید600+
این کار را برای رضای خدا نکرد بر میگشود اگر همه را باد برده بود سیمرغ بود و جلوهی بیانتها نکرد آری غذا نداشت، ولی در تمام راه یکبار هم نماز شبش را قضا نکرد * * * * زینب آنقدر بزرگ است که حاضر شده است یک تنه جام بلای همه را سر بکشد در کوفه بود، همینجا پرم شکست نزدیک خانهی پدریام سرم شکست * * * * چه خوب شد که ذکر دل علی علیست روز و شب پناه اول، آخرم فاطمه شد به لطف رب چه خوب که گشتهام غلام قنبر کسی که عالَم از شجاعتش هنوز مانده در عجب فراری اُحُد کجا؟ دلاور اُحُد کجا؟ کجاست شأن مصطفیٰ، نائب عافیتطلب به زیر دِین حضرت خدیجهایم و فاطمه اگر علی، علی، علی نشسته است روی لب باز شیعه تا ابد به دین آسمانیات سهم کدام مکتبی شده عقیلةُ العرب؟ * * * * حبِّ علیست در دلش خلیل اگر خلیل شد مریم اگر عفیفه شد، به فاطمه دخیل شد بزرگ شد هر که در این بزم شرف ذلیل شد هزارها فضه در این سرا جلیله میشود ولی میان این حرم یکی عقیله میشود هر چند نام نیک فراوان شنیدهایم نامی به باشکوهیِ زینب ندیدهایم اِنس از دل شجاع تو بردهست یا علی نامش گره به نام تو خوردهست یا علی ترکیب عقل روشن و بیداریِ دل است شاگردیِ تو کرده که استاد کامل است از خطبه لرزه بر در و دیوار دیدهاید؟ غرش به سبک حیدر کرار دیدهاید؟ زن دیدهاید در سخنش برق ذوالفقار در بند و سربلند، اسیر و امیروار تندیس وقار و آیت حلم تدریس وفا، حکایت علم ماه فلک آفرین تقوا همزاد حیا، غریق تقوا اسطورهی همت و شهامت اعجوبهی کارگاه خلقت ترکیب حیا و جوش مذهب آورده زنی به نام زینب هر آنچه میشنوم را تو دیدهای زینب تو لحظه لحظه، پیاپی شهیدهای زینب تو تشنهتر ز همه بودهای و دَم نزدی تو در مسیر سواران دویدهای زینب یاد داری در میان آفتاب چند لحظه چشمهایم رفت به خواب آمدی و با عبای خویشتن سایه افکندی به سرو قدِّ من دِین احسانت بُوَد بر گردنم آمده وقت تلافی کردنم عفو کن ای یادگار مادرم سایهبانی نیست جز موی سرم