چه مبارک شب تاری
حیدر خمسهپسندیدن7
بازدید600+
چه مبارک شبِ تاری، چه مبارک سحری که زِ تو بر دلِ ما، نیز بیافتد گذری تو بیایی و نمانَد، بر ما رنجِ فراق تو بیایی و به پایان رسد این در به دری به خبرهای جهان واقف و این شد غمِ ما که زِ احوالِ تو شد، حاصلِ ما بیخبری جنسِ بُنجُل وسطِ معرکهایم ای شَهِ حُسن مانده درماندهی عالَم که تو مارا بخری دلِ مارا ببر و پس نده، بر ما که کنون بیتو عاید نشود، جز غم و جز خونجگری چه سعادت که نجف با تو شود قسمتِ ما برویم هم رهِ تو خانه امنِ پدری