نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

چه سواری آمد، با چه وقاری آمد به دل معرکه چون بازِ شکاری آمد تن لشکر لرزید تا قدم را برداشت حیدرِ کربُبلا رفت علَم را برداشت نعره زد حیدر را، زد به هم لشکر را چند سالی آورد به جلو محشر را آسمان حیرانش، باد سرگردانش دست طوفان را بست رجز طوفانش دخیلم اباالفضل... محشره عباس، بگو یکسره عباس میزنه از میمنه تا میسره عباس همهمهی باد، به هر معرکه استاد شیرِ نَرِ اُمِّبنین خانهات آباد اباالفضل، اباالفضل... رزم را دارد یاد، یکتنه جولان داد روبهرویش پسرِ سعد به مِنمِن افتاد زد به میدان انگار از کمان تیر آمد آی کفتارصفتهای عرب شیر آمد تیغ زد مردانه، چه هنرمندانه پسر علی کجا، پسر مرجانه تا که آمد هر جا، همه را زد درجا پسرِ اُمِّبنین سلطنتت پابرجا دخیلم اباالفضل... باادب عباس، خدای غضب عباس مَرد علی، مَرد جهان عرب عباس هیبتِ عباس، قد و قامت عباس رفته به مجتبی در این رابطه عباس
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد