چه روزاي دلگير و سردي
حاج محمدرضا طاهریپسندیدن0
بازدید1.1K
چه روزاي دلگير و سردي چه ياس خميده و زردي چه صورت نيلي و پر دردي واي مادر *** كشتي شكسته پهلو، به موج غمها افتادي يادمه هنوزم مادر، چه جوري از پا افتادي بين كوچهها، افتادي واي مادر *** شبا تا سحر كه بيداري ميسوزي و خوابي نداري حال تو وخيمه و تب داري واي مادر *** جون مجتبي چشماتو، يه بار ديگه واكن مادر بين اين همه غم فكري، به حال بابا كن مادر رحمي هم به ما كن مادر واي مادر *** تو و چادر خاك آلوده صورتي كه زخم و كبوده يكي بگه جرم تو چي بوده واي مادر *** واي من از اون روزي كه، منو به خونه ميبردي بين كوچهها با صورت، به سنگ ديوارا خوردي داشتي روبروم ميمردي واي مادر