چه بهم ریختنت
حسین سیب سرخیپسندیدن59
بازدید7.1K
مُصحَفِ ما چه بهم ریختنت وای عمو چقَدَر تیر نشسته به تنت وای عمو همهی رختِ تو غارت نشده پاره شده بس که یکپارچه با پا زدنت وای عمو آمدم تا که اجازه بدهی و یک یک تیرها را بِکِشم از بدنت وای عمو حسین حسین حسین جان نداده همه بالای سرت جمع شدند چه شلوغ است سر پیرهنت وای عمو آنقدر نیزه زیاد است نمیدانم که بِکِشم از بدنت یا دهنت وای عمو بگو به هر که برای حسین سینهزن است که صبح روز جزا با رقیه همسخن است