چشمام چشمهی غمه دوباره
وحید شکریپسندیدن2
بازدید300+
چشمام چشمهی غمه دوباره دستام روی سینهمه دوباره مادر با قد کمون میشه روضهخون که مُحرّمه دوباره مادر دوباره حسین گفت و دلارو آب کرد مادر ما رو واسه گریه کردن انتخاب کرد ایشاالله از این غم میمیریم همه زیر پرچم میمیریم یا که شهید میشیم یا که روضهی شبای مُحرّم میمیریم (آه و واویلا حسین مولا)... **** بغضِ تو گلوم اگه بذاره میگم با لبای پاره پاره ای کاش خواهرش نیاد دخترش نیاد یا که اصغرو نیاره ای وای میبینم که تو تنور سرش میسوزه ای وای تو آتیشِ خیمه دخترش میسوزه توی کوفه زینب پیر میشه اسیرِ غل و زنجیر میشه توی ازدحام کوچهی یهودیا هزار دفعه از جون سیر میشه (آه و واویلا غریب آقا)...