نظرات
0هنوز نظری ثبت نشده

چشماتو ببند ای سینهزن بریم خونهی اباالحسن تا که میتونی ضجه بزن برا تنی که غرق به خونه دوباره تنی تو بستره فدای سری که پر پره برا اون دلی که مضطره زینب داره روضه میخونه غرق ماتمه اهل ولا میزنه حیدر دست و پا عالم میدونه که مرتضی زخمیه هر زخم زبونه خون لخته شده روی لباش میلرزه تنش با سرفههاش اجازه بدین یواش یواش حسن میخواد روضه بخونه همون آقای خونه نشین شده این شبا نقش زمین حالا پسر ام بنین شده یتیم بی همزبونه بذارید از آب دفاع کنیم برای فرج دعا کنیم باید حقشو ادا کنیم اگه حسین روضه بخونه ****** سپردمت به وحوش و به خارهای مغیلان سپردمت به خدا و به ریگهای بیابان ****** به باد سپردم اگه شد مرتبت بکند
هنوز نظری ثبت نشده