چشم ما و عنایت زینب
حاج علی کرمیپسندیدن39
بازدید2.1K
(چشم ما و عنایتِ زینب فیض محض است رحمتِ زینب)۲ مشرق عالم است صبح دمشق صحن نور است ساحت زینب هر سحر جبرئیل میآید پا برهنه زیارت زینب از ازل حاکم است تا به ابد پای برجاست دولت زینب دور ناقه فرشتهها جمعاند عرش آمد زیارتِ زینب دفتر زهد اگر خلاصه شود میشود یک عبادتِ زینب سلسله هم دخیل دامن اوست فرق دارد اسارتِ زینب دخترِ شیر باطنا شیر است به علی رفته قدرتِ زینب فتنه را ذبح کرد با کلمات ماتم از طرز صحبتِ زینب اسکتُ گفت لال شد دنیا تو ببین چیست هیبت زینب طوری قدم زدم که همه باخبر شوند کاخ یزید زیر قدمهای زینب است تو ببین چیست هیبت زینب کشت مارا مصیبت زینب **** مرتبا به دهان تو چوب میکوبید هرآنچه من ناله زدم نکوب، میکوبید میان کوفه ملاقات بی مصائب نیست ببخش وضعیت خواهرت مناسب نیست هزار بار بگو جالس علی سدره ولی نگو دخلتزینبو علی ابن زیاد **** کشت مارا مصیبت زینب سرِ بر نیزه سایهای انداخت (آه، از استراحت زینب)۲ سِر مستور رفت بزم یزید شد جسارت به حرمت زینب (حرمله با رباب هم قدم است) نیزهی راس علی اصغر او را ببرید این که اینجاست رباب این مراعات کنید نکشیدش که زمین خورد رباب فرض کن اهل کتاب است مراعات کنید همهی طایفهاش تشنه به خون غلتیدند قاتلش دیدن آب است، مراعات کنید نگذارید به سر، حرمله نزدیک شود بی حیا مست شراب مراعات کنید **** حرمله با رباب هم قدم است آب شد کوه غیرت زینب از ظلم کردن حرمله سیری ندارد نامرد جسارت میکند حتی به زینب ای اهل گریه کار دنیا را ببینید شاگرد زینب میدهد خرما به زینب حسین دارد سمت من صدقه پرت میکند حسین چشم تو روشن اسیر شد زینب با شمر و حرمله من هم سخن شدم گریه کنِ پیراهن شدم از مجلس می به اون طرف مثل رباب لطمه زن شدم