چشم تر
محمدحسین پویانفرپسندیدن81
بازدید9K
(مینویسم به چشم تر مادر مینویسم به روی در مادر)2 با همین پارهی جگر مادر سوختم از سکوت اگر، مادر (مینویسم مرا ببر مادر)2 خواهرم نام مادر آورده چادر گریهآور آورده غم من باز هم سر آورده کوچه داد مرا درآورده باز رفتم به آن گذر، مادر کوچه بود و عبور بانویش کوچه و یک بهشت در کویش مادری و فرشته هر سویش باد حتّی نخورده بر رویش من در آن کوچه بیخبر، مادر کوچه بود و غروب غمبارش کوچه بود و دو تا عزادارش کوچهی سنگی و دو دیوارش کوچه و سنگهای بسیارش کوچه پر شد ز رهگذر، مادر دیدم آنجا هزار مشکل را بسته بودن راه منزل را جمع نامحرم و اراذل را دیدم آن روز دست قاتل را (وای از چشم خیرهسر، مادر)2 چشم خود را که بست، زد سیلی دید بی حیدر است زد سیلی وای با پشت دست زد سیلی گونهای را شکست زد سیلی سنگ دیوار بود و سر مادر (میزدم داد که نزن نامرد)2 کشتیاش پیش چشم من، نامرد جای مادر مرا بزن، نامرد (یک نفر بین چند تن، نامرد)2 از غرورم شکستهتر، مادر او زد و هر دوتا زمین خوردیم هر دوتا بیهوا زمین خوردیم پیش نامردها زمین خوردیم خنده کردند تا زمین خوردیم چادر و خون و خاک تر، مادر