چشام گریونه از جفای روزگار
حسن عطاییپسندیدن42
بازدید3.8K
چشام گریونه، از جفای روزگار چشام گریونه، ندارم صبر و قرار چشام گریونه، توی حال احتزار چشام گریونه دارم میسوزم، میزنم هِی دست و پا دارم میسوزم، بیقرارم این شبا دارم میسوزم، باز به یاد کربلا دارم میسوزم رسیده لحظههای آخرم خون میباره از چشمای تَرَم توی جوونی بی کس و غریب فدا شدم شبیه مادرم عالمی به فدات (غریب امام جواد)۳ زمین افتادم جلو چشم همسرم زمین افتادم باز به یاد مادرم زمین افتادم لحظههای آخرم زمین افتادم دارن میخندن، کنیزا به گریههام دارن میخندن، به من و بغض نگام دارن میخندن، نرسه جایی صدام دارن میخندن بود همسرم از همه بدترین جلو چشام آبو میریخت زمین غریبونه میون هلهله جون میدادم با یه دل حزین عالمی به فدات، (غریب امام جواد)۳ عذابم میده، روضهی دیوار و در عذابم میده، قتل شیش ماهه پسر عذابم میده، سینهای که شد سپر عذابم میده تو کوچه کشتن یار قد کمونمو تو کوچه کشتن ماه آسمونمو تو کوچه کشتن مادر جوونمو مقابل چشمهای بچهها افتاده بود زیر دست و پا راهشو بستن توی کوچه و مادرمو زدن چه بیهوا وای نَنَمه ای وای نَنَمه...