چشاتو واکن؛ نور خورشید، داره تو آینه میتابه
حنیف طاهریپسندیدن1
بازدید100+
چشاتو وا کن، نور خورشید داره تو آیینه میتابه برای نوکر این یه اصل پسر ارباب اربابه هم فاطمه هم حیدره از هر نظر پیغمبره مگه میشه کسی غیر از ارباب آیینه برا نبی بیاره مگه میشه که حسین اسم اولادشو علی نذاره فی لیلة ولاده ذکر علی عباده پسر لیلاست روح مجنون شده اسیر یک لبخندش توی مدینه سفره داره مثل عموی بی مانندش از بچّگیم از اون قدیم میخوامت ای مرد کریم برای ما کسی دلبر تر از آقازادهی حسین نمیشه دم اذون دل ارباب ما محو اَشهد انّ علیشِ فی لیلة ولاده ذکرُ علی عباده آی جوونا بسپردش به علی اکبر دلهاتونو به اون آقا که زیر و رو کرد با یه نگاه قلب میدونُ شهزادهی کرب و بلا منصوص در ضبط خدا علی کربلا چون که رو در رو جنگیدن باهاش محالِ به خدا که همه دعواها تئو این دنیا سر علی و آلِ فی لیلة ولاده ذکر علی عباده