چرا مادر علی اصغر
سید جواد ذاکرپسندیدن5
بازدید400+
چرا مادر علی اصغر گلوی خونفشان داری؟ چرا چشمان پر آب و تبسم بر دهان داری؟ لای لای لای... به قربان تو گردم من که رفتی سوی قربانگاه کنون با پيکر پر خون به آغوشم مکان داری منم مادر منم مادر ربابِ بینوای تو لای لای لای... بيا تا بند قنداقت گشايم ای علی اصغر که عزم رفتن ای مادر به مُلک جاودان داری بگريم بر تو اي مادر که خشکيده دهان داری لای لای لای... بيا تا جسم پر خونت بخوابانم به گهواره که تو اندر گلو تيرِ جفاي مُلحدان داری ترحم کن دگر آخر بر احوال پريشانم تو ای مادر کجا تابِ چنين درد گران داری؟ نه شيری دارم و آبی که ريزم در دهان تو بميرم من در این صحرا که اينسان ميزبان داری چرا مادر، علی اصغر گلوی خونفشان داری؟ بيا تا خون ز حلقومت به آب ديدگان شويم عزيز من بيا تا غنچهی لبهای تو بويم بگريم بر تو ای مادر که خشکيده لبان داری لای لای لای...