چرا قاسم اینجور به هم ریختنت
حاج اسلام میرزاییپسندیدن12
بازدید1.4K
چرا قاسم اینجور، به هم ریختنت؟ با هرچی که میشد، تو رو کشتنت تنت توی صحرا، کشیده شده شده نیزه بارون، تموم تنت قاسم قاسم قاسم قاسم عمو جان ... یخ زخم عمیقِ، میون گلوت چرا آخه خونی، شده کل روت؟ زیر مرکباشون، چه درهم شدی بلند شو که داره، میمیره عمو بلندشو عزیزم، غمم شد شروع میخنده یه لشکر، به اشک عمو برام سخته قاسم، غم و داغ تو چرا آخه اینجور، شدی زیر و رو؟ قاسم قاسم قاسم عمو جان... تو رو نانجیبا، چقد بد زدن شده خاک صحرا، برا تو کفن با گریه کنارت، میشینم میگم پاشو یادگار، داداشم حسن تو رو مثله اکبر، جدا کردنت عبا کم آوردن، برا بردنت پر از لختهی خون، شده حنجرت چرا آخه مظلوم، گیر آوردنت