چرا تو گودال شده ازدحام
کربلایی نریمان پناهیپسندیدن11
بازدید4.3K
چرا تو گودال شده ازدحام دیگه عمه طاقت نمونده برام عمو خیلی دیر کرده و وقتشه رهام کن برم من عمومو میخوام یه عمری برام بوده مثل پدر نداره چرا هیچکی ازش خبر یه دلشوره ای افتاده توو دلم یه حسی داره میگه میره سفر هی می دوم میون صحرا عمو جانم کجاس بهم میگن همونی که به زیر دست و پاس مونده روی عبات عموجان جای چکمه هاشون پشت سرت یه ذره مونده جای پنجه هاشون *** عمو جون نبینی منو کودکم سپر میشه واست دست کوچکم شدم آخرین سرباز لشگرت ز داغ تو مثل یه شمع می چکم حالا پیش بابام میشم روسپید تا عمه منو دید یه آهی کشید دل خواهرت رو نکن خون پاشو دیدم مادرت هم تو گودال رسید پاشو نکش پاهاتو روی ریگ داغ صحرا تکیه نزن اینقده تو به نیزه و شمشیرا این دم عصر شدی عموجان چقد پر اشتها عجیب شدی شبیهِ به یه قالیِ نخ نما ***