چجوری آروم بگیرم
علی نجفیپسندیدن0
بازدید85
چجوری آروم بگیرم، چجوری من زار نزنم چجوری مقتل بخونم، سرمو به دیوار نزنم هزار و چهارصد ساله، دلا توی گوداله شبای جمعه زینب، میزنه هر دم ناله اون چیزایی که من توی گودال دیدم، کسی ندید حسینی که من توی اون حال دیدم، کسی ندید بدنی که زخمی و پامال دیدم، کسی ندید کسی ندید من دیدم... (چجوری طاقت بیارم، چجوری من داد نزنم چجوری با روضهی شام، بشینم و فریاد نزنم)۲ غریبیم حد داره، گریهی ممتد داره عمهی سادات از شام، خاطرهی بد داره اون جاهایی که من کوفه و شام رفتم، کسی نرفت تو کوچهها با سر عزیزام رفتم، کسی نرفت محلهی یهود و بزم حرام رفتم، کسی نرفت کسی نرفت، من رفتم... حسین وای... بزار تا عشقمو با اشک چشام جاری کنم بزار تو خونت باشم، بزار برات کاری کنم من اگه حسین حسین میگم، دعای فاطمه است وصیت کرده تو رو با گریههام یاری کنم من تو رو دوست دارم من همین سرمایه رو دارم تو رو دوست دارم من اگه پستم خطاکارم، تو رو دوست دارم سر به جز تربت نمیزارم، تو رو دوست دارم حسین وای...