پیش چشم من دست و پا نزن پسرم
حسین سیب سرخیپسندیدن21
بازدید7.6K
پیش چشم من دست و پا نزن پسرم دست و پا نزن داره میشکنه کمرم کاش میشد یه بار دیگه نفس بکشی نیزه خوردی ناله کردم آخ پسرم دارم جون میکنم چشماتو وا کن این پیرمردو بازم بابا صدا کن نیمهجون بگو بابا ناتوان بگو بابا وقت نمازه پاشو باز اذون بگو بابا علی اکبر من نمیتونم جسمِتو حرم ببرم باید از عبام برات کفن در بیارم باید قبل از اینکه عمه زینب ببینه خودم نیزهها رو از دهن دربیارم برمیدارم تورو باز میمونی که باید تو رو جمع کنم من تیکهتیکه به دادم برس عباس بیا که حسین تنهاست ببین پهلوی اکبر مثل مادرم زهراست علی اکبر ***