پیر شدم با داغت، حالم شده مضطر
حاج اسلام میرزاییپسندیدن6
بازدید200+
پیر شدم با داغت، حالم شده مضطر اوف به این دنیا که، قلب منو سوزوند پیکر صد پارت، چون گل شده پرپر پاشو از جا نمیبینی مات و مبهوتم بابا پاشیده جسمت رو خاک صحرا افتادی پیش من، اِرباً اِربا باز شد عزات غرق خونه کل دست و پاهات داره خون میریزه از پهلوهات له شده زیر نعلا بازوهات افتادی و همه زدنت بمیرم واسه زخمای روی تنت چی آوردن این لشکر سرِ بدنت چه اوضاعیه این زیر و رو شدنت میگم با چشمِ تَر ای وای علی اکبر...