پوشیه دوسه ماه روته یه کبودی رو بازوته
مجتبی رمضانیپسندیدن5
بازدید200+
پوشیه دو سه ماه روته یه کبودی رو بازوته خندههات واسه تابوته دلخوشیتو ببین دیگه در رو نمیبندی میخو از روی در کندی به عجل داری میخندی زندگی رو ببین ندیده چش تاریخ این شهر، به صلابتِ من گریه کن زیر چادرت امشب، به نجابتِ من دو سه ماهه میخنده مغیره، به خجالتِ من امان از این دل واپسی، وای وای وای امان از درد بی کسی، وای وای وای با غرورِ تو بد کردن چرا راهتو سد کردن چادرتو لگد کردن جای پارو ببین گره خورد تو کوچه کارت دو سه ماهی داد آزارت سرِ خورده به دیوارت روضه یعنی همین صدف علی بودی و آتیش، گوهرت رو گرفت دره سوختهای کارشو کرد و، ثمرت رو گرفت لگدی که به در زدن اون روز پسرت رو گرفت امان از این دل واپسی، وای وای وای امان از درد بی کسی، وای وای وای