پنهان نخوام کردم این عشق نهان را
حاج مجتبی روشن روانپسندیدن3
بازدید300+
پنهان نخواهم کرد این عشقِ نهان را من عاشقم هرگز ندارم بیم جان را چون کوه پیش روی دشمن ایستادم از پا درآوردم همه گردنکشان را گفتند ساکت باش گفتم حق حسین است پای دفاع از تو نمیبندم دهان را کوچه به کوچه از ولیالله گفتم تا خلق بشناسند زهرای زمان را بیآبرویش میکنم هر جا موذّن بی ”اَشهَدُ اَنّ علی” گوید اذان را بابابزرگم واجبُ التعظیم دهر است از نام او پُر میکنم کلّ جهان را ویران شود کاخی که در آن میزبانش پایین مجلس مینشاند میهمان را بالای مجلس حرمله شأنی ندارد زیبا نخواهد کرد کرکس آسمان را در کاخ شام و کوفه سرداری ندیدم من روی نِی دیدم اجلاس سران را تو جان من بودی و ما ناباورانه دیدیم زیر سمّ اسبان جانمان را نفرین نکردم زجر را اما به جایش بسیار نفرین کردهام شمر و سنان را خارِ مغیلان را حلالش کردم اما هرگز نمیبخشم پدرجان خیزران را حالا که دیگر حرمله تیری ندارد با حرص میکوبد به من چوب کمان را بابا شنیدم خواهرم میگفت ای وای افشا نخواهم کرد این راز نهان را