نصب اپلیکیشن نوا
تصویر ابوذر بیوکافی - پنج‌ساله بودم

پنج‌ساله بودم

[ ابوذر بیوکافی ]
  • 500+
  • 11
پنج‌ساله بودم؛ که دیگه شدم سیر از دنیا
پنج‌ساله بودم؛ تو آتیش می‌سوختن خیمه‌ها
پنج‌ساله بودم؛ چیا که ندیدم عاشورا

یادم نمیره؛ کربلا و گودالو
یادم نمیره؛ ازدحام و جنجالو
یادم نمیره؛ پیکرای پامالو

یاد «ذبیحاً بِقفا»؛ گریه می‌کنم
یاد شهید سر جدا؛ گریه می‌کنم
یاد «مُرَمل بِدِما»؛ گریه می‌کنم

(گریه می‌کنم)

پنج‌ساله بودم؛ دلم خون و چشمم دریا شد
پنج‌ساله بودم؛ که دیدم تو مقتل غوغا شد
پنج‌ساله بودم؛ سرِ سر بُریدن دعوا شد

یادم نمیره؛ قتل صبر جدم رو
یادم نمیره؛ نیزه‌های درهم رو
یادم نمیره؛ ضربه‌های مُحکم رو

یاد «اسیر الکربات»؛ گریه می‌کنم
یاد «قتیل العبرات»؛ گریه می‌کنم
با روضه‌ی آب فرات؛ گریه می‌کنم

(گریه می‌کنم)

پنج‌ساله بودم؛ چه زخمی از این دنیا خوردم
پنج‌ساله بودم؛ با داغ اسارت پژمردم
پنج‌ساله بودم؛ که روزی هزار دفعه مُردم

یادم نمیره؛ رنج کوفه و شام و
یادم نمیره؛ طعنه‌ها و دشنام و
یادم نمیره؛ ما و نذر اطعام و

عمریه بی‌حدوحساب؛ گریه می‌کنم
با روضه‌ی بزم شراب؛ گریه می‌کنم
واسه رقیه و رباب؛ گریه می‌کنم

(گریه می‌کنم)

نظرات

0

پس از بررسی نمایش داده می‌شود

هنوز نظری ثبت نشده

  • مداحی
  • منبر
  • قرآن
  • ذاکران
  • پروفایل