پناه آوردم یه نامه سیاه آوردم
محمدحسین حدادیانپسندیدن22
بازدید1.1K
(پناه آوردم یه نامهی سیاه آوردم) ۲ چیزی تو دست و بال من نیست فقط برات گناه آوردم (تنها دیگه روم نمیشه نمیدونم با کی بیام تو حرمت؟) ۲ خاکی شدی تو قتلگاه دلم میخواهد خاکی بیام تو حرمت (با یه امیدی اومدم که حاجتم رو بگیرم) ۲ (تا که نگی بخشیدمت از اینجا بیرون نمیرم) (حسین وای وای وای) ******* شکر خدا را که در پناه حسینیم عالم از این خوبتر پناه ندارد پناه عالمیان زینبت پناه ندارد .... منی که سایهام را مردم کوچه نمیدیدند منی که شش برادر داشتم حالا نظر خوردم ******* (چشمام و بستم دوباره با دل شکستهم الان تو باب قبله هستم رو پلهی حرم نشستم) ۲ تنهایی روضه میخونم یه گوشه با اشک چشمام تو حرمت تشنه بودی تو قتلگاه دلم میخواهد تشنه بیام تو حرمت برا لبای خشک تو آه میکشم تا بمیرم تا که نگی بخشیدمت از اینجا بیرون نمیرم (حسین وای وای وای)