پشت میلهی زندونم
سیدمهدی میردامادپسندیدن12
بازدید6.1K
پشت میلهی زندونم روز و شب خدا حیرونم اشهدم رو هِی میخونم دوباره رفتم از حال، اَمون از این سیاهچال! یه روز شبیه کوچهست یه روز شبیه گودال دستِ بزن داره ملاقاتیِ من خیلی دلم رو میشکنه با حرفایی که میزنه خَلِّصنی یا الهی الهی الهی... بیقرارم و غم دارم روضه با دعا شد کارم سیلیه فقط افطارم تنم رو توی زنجیر با زخمایی که داره چهارتا غلام میارن به روی تخته پاره دیگه رضا همراه معصومه بیا واسه غسل و کفنم جونی نمونده تو تنم خَلِّصنی یا الهی الهی الهی... روضه دارم و دلگیرم زخمیِ غل و زنجیرم یا حسین میگم میمیرم سه روز رو جِسر بغداد میمونه پیکرِ من نه بیکفن میشه نه رو نِی میره سرِ من از تن من غارت نشد پیرهن من کسی نزد خواهرمو نبردن انگشترمو **** بیسر و سامان تواَم دست به دامان تواَم