پشت در آمدم عجولانه
حاج منصور ارضیپسندیدن7
بازدید9.5K
پشت در آمدم عجولانه روی خاکم، میان ویرانه دست من را گرفته ریحانه تا رسیدم کنار این خانه راهم آخر به صاحب در خورد چشم تارم به نام مادر خورد فرصتم رفته صحبتم مانده تاجرم که خسارتم مانده همه رفتند و غربتم مانده ناله دارم خجالتم مانده شب قدر تو رفت و حیرانم من ضرر کردهام پشیمانم یک نفر بنده را صدا بزند سر به ویرانهی گدا بزند چند سیلیِ بیهوا بزند روی زخم مرا دوا بزنند میهمانها که آبرومندند به گنهکاریام نمیخندند در بساطت نشد، نباشد نیست پیش تو دست خالیام رد نیست شب شده وقت رفت و آمد نیست عبد بد را بغل کنی بد نیست بیکسی را سحر جواب نکن پیش مردم مرا خراب نکن خستهام از مزاحمتهایم نظری کن به معذرتهایم بخرم با مداومتهایم با علی از خوشعاقبتهایم سائلم، سائل مسیر نجف ناز من را کشید امیر نجف یا علی یا علی، علی جانم... سنگم و قیمت طلا دارم دلِ مجنون و مبتلا دارم گریه در محفل ولا دارم حسرت شاه کربلا دارم من گرفتارم ماندم و لنگم آه ششگوشه باز دلتنگم باطن عالمین را برسان روضهی نشئتین را برسان دَم آخر حسین را برسان کشتهی کاظمین را برسان میزنم پرسه در حرم امشب عبد موسی بن جعفرم امشب خسته بود از جفای زندانبان روزهداری که جان نداد آسان ساق او شد شکسته در زندان بر زمین خورد و گفت مادرجان مادرجان خرد کردند استخوانم را درد پهلو برید امانم را هِی لگد خورد روزهاش وا شد زیر زنجیرها قدش تا شد آخرش روی تختهای جا شد پیکرش روی پل تماشا شد سر او گرچه صد بلا آمد وقت تدفین او رضا آمد