پسر ارشد حسین اومد
حاج حسن خلجپسندیدن3
بازدید3.1K
پسر ارشد حسین اومد مثل حیدر به قلب لشگر زد تا قیامت جلال پیغمبر جلوه كرده به قامت اكبر این علی اكبره یا اینكه بازم پیمبر جوون شده اشكای خواهرا تو خیمه با رفتنش بی امون شده چشم بابا شبیه لیلا یه كاسه ی غرق خون شده از میون خیمه تا رفته آهوی حرم ذره ذره جون گرفته از حسین قدم قدم ولدی علی اكبرم *** جون اكبر رسیده روی لب خون نشسته به صورت مركب تا اسیر هجوم گرگا شد پیكر یوسف ارباً اربا شد لشگر تیر و نیزه دور تن شریف پیمبرن یوسف كربلا رو گرگای تشنه ی كوفه می درن پاره پاره تن علی رو به دست سر نیزه می بَرن تا كه از فراز زین با سر اومدش زمین ناله زد پدر بیا و زخم پهلومو ببین ولدی علیِ اكبرم *** با سر زانو اومده ارباب داره می خونه با دلی بی تاب دادم از كف تموم هستم رو كه شكستن عصای دستم رو عاقبت میوه ی دلم رو سپاه كوفه نظر زدن زخم كاری با تیر و نیزه به این تن بی سپر زدن آتیش غم با داغ اكبر به پاره های جگر زدن نمی گم كه گرد غم از روی دلم ببر لااقل پاشو عزیزم عمه رو حرم ببر ولدی علیِ اكبرم