پس از پنجاه سال از خیمه آمد بین نامحرم
کربلایی نریمان پناهیپسندیدن10
بازدید1.1K
پس از پنجاه سال از خیمه آمد بین نامحرم رسیده عمّهات اینجا، چرا اینجا؟ چرا اینجا؟ به جانت دست و پایم جان ندارد، خواهشی دارم جوانم کم بزن هِی دستوپا، هِی دستوپا اینجا بغل کردم تو را امّا نمیمانی در آغوشم زمین میریزی از مابین دستانم چرا اینجا؟ تو را روی عبا چیدیم و بردیم، پِیات گفتن نریزد از عبا آنجا، نریزد از از عبا اینجا تو را هِی میزدند و من به جایت وای میگفتم تو را جرّاحهها، داسها، تیغها اینجا چه حالی دارد این مردی که در پیش سنانِ مست کشیده از دهانت ساقهی یک نیزه را اینجا