پریشانی
جواد مقدمپسندیدن300+
بازدید49.3K
غروب جمعست دوباره، دل تنگم بونه داره از هر کی دیدید بپرسید، کجا آقام خونه داره باز منو گریه، منو زاری باز نشد رفعِ گرفتاری باز نیومد یار، که میخونم از همین شعرای تکراری نمیدونُم بهارِ یا خزونِ فلک با عاشقان نامهربونه جوونیم رفت و آقامو ندیدم، غم این دل غمِ مرگِ جوونه پیش ما بدها بیا یک سر، خوبا دل دارند ماهم داریم به خوبات سر میزنی مگه بدا دل ندارند یه سرم به ما بزن ای خوبه خوبان آقاجون (امون ای دل وای امون ای دل)۲