پر درده هی میره برمیگرده
علی اکبر زادفرجپسندیدن19
بازدید1.6K
پر درده، هی میره برمیگرده خجالت آبش کرده، براش بمیرم *** حس پدرانه کمتر از مادر نیست جسم پسرم هست ولیکن سر نیست با تیر زدی قبول این تیر سهشعبه مال این حنجر نیست *** پشت خیمهها داره میره بابای کربلا علی رو پنهون کرده با عبا وای وای وای وقت مُردنه چرا نبضش آهسته میزنه داره قبر بچهاش رو میکَنه وای وای وای علی رو تو قبر میذاره ولی میدونه قراره که نیزهدارا... شیرخواره، حالا جای گهواره رو نیزه سر میذاره *** حرمله از سر پُر خون تو نان درآورد تو به این امروز سر گندم رِی افتادی سرت آنقدر سبک بود که حتی یک بار نیزهدار تو نفهمید که کی افتادی *** شیرخواره، حالا جای گهواره رو نیزه سر میذاره، برات بمیرم بیچاره، مادری که شیر داره رفته ولی شیرخواره