پدرم در شرف مرگ فقط گفت علی
محمد حسین عطائیانپسندیدن3
بازدید100+
پدرم در شرف مرگ فقط گفت علی پدرم لحظهی مردن به لبش پندی داشت شرط توحید حقیقیست ارادت به علی هرکه شد بندهی مولا چه خداوندی داشت **** مادرم در شُرُفِ مرگ فقط گفت علی پدرم لحظهی مردن به لبش پندی داشت به این طایفه در هر دو جهان راغب باش پسرم، طالب فرزند ابوطالب باش علی یا علی... ***** نامش چکید از لب ما و سراب شد مِهرش نشست بر دل ما و ثواب شد تقدیر بود خاک قدمهای او شدن از این جهت وجود بشر از تراب شد کعبه برای خویش، پی قبلهگاه بود ایوان طلای شهر نجف انتخاب شد گفتیم ما بهای جهان را چرا دهیم گفتند با محبت حیدر حساب شد علی مولا... علی یا علی... ***** رو به نورِ ذاتِ غفوره ساقی شراب طهوره اگه میخوای خدا رو ببینی بیا نجف ببین چهجوره علی یا علی...