پدر از پسر خجالت کشید
حاج محمدرضا بذریپسندیدن35
بازدید7.2K
پدر از پسر خجالت کشید جملهی حسین به مُنّو رسید تیر حرمله تو حرفش پرید مِنَ الوَرید اِلَی الوَرید مِنَ الاُذُن اِلَی الاُذُن مِنَ الوَرید اِلَی الوَرید سه شعبه رد شد از گلو به شونهی پدر رسید وای وای وای وای ... از زخم حنجر و از زخم قلب شاه از گریهی رباب، از خندهی سپاه لای لای، علی علی ... رنگ چهرهی مادرش پرید علی رو که دید موهاش شد سپید با گریه میگفت دیگه بس کنید مِنَ الاُذُن اِلَی الاُذُن مِنَ الوَرید اِلَی الوَرید سرِ پدر، سرِ پسر میون مجلس یزید وای وای وای وای ... تازه شده بازم داغ دل رباب با چوب خیزرون تو مجلس شراب لای لای، علی علی ...