پدر آخر چرا دنیا به ما آسان نمیگیرد
علی نجفیپسندیدن4
بازدید1.5K
(پدر آخر)2، چرا دنیا به ما آسان نمیگیرد غروبِ غربتِ غمهای ما پایان نمیگیرد پدر آخر چرا دنیا به ما آسان نمیگیرد غروبِ غربتِ غمهای ما پایان نمیگیرد (پدر حالا)2 که تو در آسمان هستی بپرس از ابر من از تشنگی مُردم چرا باران نمیگیرد سه سال طفل تو بودن هزار سال گذشت علیاکبر دِگر شانه به موهایم نخواهد زد چون مویی که سوخته گرهاش وا نمیشود علیاکبر دِگر شانه به موهایم نخواهد زد علیاصغر سرانگشت مرا دندان نمیگیرد (به بازی باز هم خود را به خفتن زد عموجانم)2 ولی همچون همیشه با تکانهایم چرا او جان نمیگیرد **** خدا مرگم بده دورت بگردم که از مهمون پذیرایی نکردن صد پسر در خون بغلتد گم نگردد دختری