پاییز تیره روزی مان را بهارکن
جواد مقدمپسندیدن2
بازدید800+
پاییز تیره روزیمان را بهار کن در مُلک ما دوباره صفا برقرار کن من هرچه گفتم از بدی حال و روزمان آقای من تو ضرب در هزار کن نان را به نرخ عزّت مردم فروختند فکری به حال مردم این روزگار کن هستم غلام ساده، ارباب من تویی بر من بد است اینکه بگویم چکار کن آنان که خون ملت ما را مکیده اند اصلا نصیب گردنشان ذوالفقار کن نان را به نرخ عزت مردم فروختند فکری به حال مردم این روزگار کن