آهستهتر برو همهی هستی حرم
حسین سیب سرخیپسندیدن32
بازدید2.5K
آهستهتر برو همهی هستی حرم پای برهنه آمد از خیمه خواهری پیراهنی که مادرتان دوخته بپوش عالم همه فدای اینهمه احساس مادری دستور فاطمهست ببوسد گلوت را افتاده این وظیفهی سنگین به خواهری او بوسه داده گودیِ زیر گلوت را بوسه زدی به صورتش از زیر روسری نگذشت ساعتی که به نیزه شکاف خورد جای وصال بوسهی خواهر برادری تقصیر شمر بود، گلوی تو پاره شد تقصیر خولی است اگر سوخت معجری با حوصله بریده سرت را به روی خاک احوال ما شده پس از آن خاک بر سری حسین جانم حسین جانم...