ای امانت حسن، جونِ حسین، پاشو قاسم
حسین عینی فردپسندیدن21
بازدید6.5K
ای امانت حسن، جونِ حسین، پاشو قاسم به خدا خیلی برات دل نگرونه حسین، پاشو قاسم تو حسنِ کربُبلایی، روضهخونِ روضههامی نذاری گریه کنم من پیش این همه حرامی وای آخرش لشکر کوفه قاسمو یتیم گیرآورد وای زیر سُمِ مرکبا آینهی حسن ترَک خورد جان بالام جان بالام سَنَه قوربان بالام... همهجای کربلا پُر شده از بدن تو مثل کوزهی عسل شکسته شد دهن تو آه دیگه طاقتی ندارم، گره افتاده به کارم این همه تیرو چجوری از تن تو دربیارم؟ وای بغلت کردم و پاهات رو زمین کشیده میشد وای هِی میخوام از رو زمین بردارمت ولی نمیشد جان بالام جان بالام سَنَه قوربان بالام...