نظرات
0هنوز نظری ثبت نشده

از مادر و پدر چقدر مهربانتری دورت بگردم اینهمه در فکر نوکری کج میروم ولی تو به رویم نمیزنی من مطمئنم آبرویم را نمیبَری ای منحصر به فردترین پادشاه خَلق نوکر برای سود و زیانش نمیخری مردم برای آخر سالی پیِ سفر من هم به فکر اینکه مرا کربلا بَری من زیر خرج زندگیام ماندهام حسین ما بچّه رعیتیم تو امّا توانگری
هنوز نظری ثبت نشده