نظرات
0هنوز نظری ثبت نشده

پا درد دارم، بابا درد دارم خوشحالم از دیدنت اما درد دارم آزار دیدم، من بازار دیدم نشناختمت اول یه خورده تار دیدم نشد که پاشم پام هنوزم خار داره این پا بخواد پا بشه خیلی کار داره کاری از این بازو شکسته برنمیاد دستم از این که هست بالاتر نمیاد از بعد اون شب نمیشه موهام مرتّب نمیشه این عمّه زینب که دیدم اون عمّه زینب نمیشه آزار میکرد، بد رفتار میکرد حرمله با کتک منو بیدار میکرد تا شام رفتم، با دشنام رفتم نذار بگم کجاها این ایّام رفتم دلم برا سرت رو نیزه شور میزد سنگ یکی از نزدیک یکی از دور میزد کاشکی برا ذبحت کسی پولی نمیداد کاشکی یزید سرت رو به خولی نمیداد **** بابای بههم ریخته لبهای بههم ریخته بیچارهترم کرده موهای بههم ریخته مهمونِ بههم ریخته پریشونِ بههم ریخته روضهم شده لبها و دندونِ بههم ریخته منم آتیش موهامو سوزونده مگه صورت برام مونده گشنهمه مشت و لگد خوردم خوردم خوردم جلوی زجرو بگیر مُردم مُردم مُردم نگاه کن که سوخته این دامن دامن دامن صدا زد میکُشمش با من با من با من زجر میزد به سرم لطمه لطمه لطمه شمر میزد با نوکِ چکمه چکمه چکمه گودالِ بههم ریخته احوالِ بههم ریخته ذوالجناحِ تو برگشت با یالِ بههم ریخته یحیایِ بههم ریخته رگهایِ بههم ریخته دنیا رو بههم ریختی آقای بههم ریخته دیدم که سنگ از این و اون خوردی چقدر بیسر تکون خوردی سر تو دنبال منه بابا بابا بابا مگه نه مال منه بابا بابا بابا لباست دست کیه بابا بابا بابا تنور خولی چیه بابا بابا بابا یا عمو عباس اومد اینجا اینجا اینجا یا دو تا میبینمت بابا بابا بابا دلبرِ بههم ریخته حنجر بههم ریخته بازارو بههم ریختی با سرِ بههم ریخته خواهر بههم ریخته دختر بههم ریخته مجلس حرامی با چادر بههم ریخته نگم که بعد از منبر عمّه دیدم خواب سرِ عمّه دیدم مارو نشون غم بود غم بود مجلس شرابشون کم بود کم بود عمّه فریاد میزد عباس عباس بزن تو دهن این رقاص رقاص رقاص **** خون هنوز از حنجرت میریخت میریخت میریخت ندیدم روی سرت چی ریخت چی ریخت چی ریخت از خرابه بیزارم در و دیوارشم زشته عاشق بازارم اینجا کوچه و بازارشم زشته تو میدوﻧﻰ ﭼﻘﺪر ﭘﻴﺮاﻫﻦ ﮔﻠﺪارو دوﺳﺖ دارم ﺗﻮی ﺑﺎزار ﭘﻴﺮﻫﻦ دﻳﺪم وﻟﻰ ﮔﻠﺪارﺷﻢ زﺷﺘﻪ ﭼﻘﺪر ﻧﺎﻣﺮدن اینجا ﻋﺮوﺳﮏ داﺷﺘﻢ و ﻟِﻪ ﻛﺮدن اﻳﻨﺠﺎ ﺑﻬﻢ ﺧﻨﺪﻳﺪن اﻳﻨﺠﺎ اگه عمّهم نبود میمردم اینجا **** کشت منو زجرِ بد لگد میزد لگد میزد لگد هی لگد اصلا کجام سالمه کدوم دختر سهسالهست که عصا لازمه میدادن ما رو نشون غم بود غم بود غم بود مجلس شرابشون کم بود کم بود کم بود عمّه فریاد میزد عباس عباس عباس بزدن تو دهنِ این رقاص رقاص رقاص به تنت خط عمیق کشیدن روی زخمای تو تیغ کشیدن چه خبر شده میون خیمه دخترای خیمه جیغ کشیدن کی جلو روشو گرفت وای رقیهس حرمله موشو گرفت زجر النگوشو گرفت
هنوز نظری ثبت نشده