نظرات
0هنوز نظری ثبت نشده

وقتی اومدی خرابهی ما رسیدم منم به آرزوهام از شبی که گم شدم توو صحرا عمّه دقت میکنه به موهام از اون شبی که گم شدم، بند دلم پاره شده زخمی که رو گوش منه، برام گوشواره شده منو ببَر که دخترت بعد تو آواره شده (مَنِ الّذی اَیتَمَنی، بابا بابا بابا)... **** نمیذاره من تو رو ببوسم میبینی چه نیزهداری داری؟ دوری چشم یعقوبو سفید کرد از موهام چه انتظاری داری؟ سرت رو از ما بگیرن، با گریهی من طرفن برای بوسیدنِ تو نازدانهها توی سفر اگه میری منم ببَر، حتی بیغسل و کفن (مَنِ الّذی اَیتَمَنی، بابا بابا بابا)... **** هر النگویی که درآوردن جای اون طنابو بسته بودن کاش سر علی رُو نِی نمیرفت یا چشم ربابو بسته بودن از مجلس یزید بگم، یا مجلس اِبنِ زیاد؟ انگاری زجر از مویی که بلند باشه بدش میاد چکمه به پهلو میزدن، حسابی دردمون بیاد (مَنِ الّذی اَیتَمَنی، بابا بابا بابا)...
هنوز نظری ثبت نشده