وقتي سراومد حوصله ت تو گهواره
حسن حسینخانیپسندیدن1
بازدید1.5K
وقتي سراومد حوصله ت تو گهواره وقتي ديدم خيلي دلت بيقراره وقتي ديدم بابات تورو كارت داره گفتم ديگه برنميگردي 2 خودت رو از گهواره تا زدي زمين گفتم به تو از ته قلبم آفرين وقتي ديدم هستي تو يار آخرين گفتم ديگه برنميگردي 2 ميري برو شايد بدن آبي به تو عزيزم پشت سرت به جاي آب اشكامو هي ميريزم برو اما، خم نكن مادر، گردنت رو روي، دستاي پدر ترسم اينه، كه بيفته به، زير حلقومت، چشاي لشگر گفتم ديگه برنميگردي 2 *** برو برو برو تو آغوش پدر برو الهي كه نشم من بي پسر گير نكنه توي گلوت تير سه پر گفتم ديگه برنميگردي 2 الهي كه تير نخورنن به گلوت پا طشت زر چشام نباشه روبروت سرت نشه همسفر سر عموت گفتم ديگه برنميگردي 2 قول بده اگه ديدي يه روز منو تو هر جا بخندي چون اون لحظه كه لبخند زدي به بابا عشق مادر، قول بده اصغر، سايبون باشي، در كنار من روي نيزه، نزديكم باشي، تا ببيندت، چشم تار من گفتم ديگه برنميگردي 2 ***