وعدهگاه من با خدا اینجاست
مجتبی رمضانیپسندیدن0
بازدید100+
وعده گاه من با خدا اینجاست منزل آخر نینوا اینجاست سرزمین کرب و بلا اینجاست واویلا این بیابون دریای خون میشه آب و خاکش هم روضه خون میشه لاله زارم اینجا خزون میشه واویلا عطش با ما هم سفر میشه مادر اصغر بی پسر میشه واویلا علی اکبر اربا اربا و جسم قاسم زیر و زبر میشه واویلا دیدن این مصیبتا سخته برای خواهرم دلهره دارم از الان برا اسارت حرم ای وای از این کرببلا خواهرم از دلشوره دوری کن دیگه کم کم عادت به دوری کن هر چی دیدی بازم صبوری کن واویلا غم اگه بیشتر شد تحمل کن لحظهی آخر شد تحمل کن پیکرم بی سر شد تحمل کن واویلا اعوذ بالله از این کوفه نه خدا میفهمه نه دین کوفه واویلا برای چند درهم و دینار دستتو میبنده همین کوفه واویلا خدا بهم توون بده برا مصیبتای شام وقتی تو کوچههای شهر میزننت جلو چشام